جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
179
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
خفقان ساخته بود . در ده ميلى رادكان راه به اولين پيچ دامنهء تپههائى افتاد كه در سمت شمال فلات واقع بود و از آنجا هم با شيب تند به طرف مسيلى كه قدرى بالاتر بود . اينجا شروع زمينهاى هموار و مرتفعى است كه بين رشتهء اصلى كوهستان و جلگهء مشهد است . در اين بيابان خشك و خالى نه دهى بود و نه آب و نه مزرعه . در بيست ميلى رادكان به محل گردى مانند دهانهء آتشفشان رسيديم با ديوارهاى كهنه و وارفته كه در انتهاى آن در زير صخره كه سابقا قلعهاى بود آبادى شيرى « 1 » در كنار جويبار خوشآبى قرار داشت . اين محل را هم سير و راه خود را به سمت شمال دنبال كرديم و به زمين تخت و بلند ديگرى آمديم كه چند ميل امتداد داشت تا در دامنهء هزار مسجد « 2 » يا كوهستان اصلى . در امتداد آن از دور نقطههائى يعنى دهاتگيرى و پوشان و اردوخ ديده مىشد . ما در آبادى پشته كه در طرف جنوبى دشتى كه در شش فرسخى رادكان است چادر برافراشتيم . در وسط دشت انبوه چادرها كه متعلق به كردهاى بيابان - گرد بود جلب توجه مىكرد . چادرهائى كه هركدام چند دكل سياه داشت و مقدار بىشمارى هم گوسفند و گلههاى احشام در آن حدود بود . عزيمت به بلغور - ساعت شش و سه ربع بامداد به راه افتاديم و از ميان دشت ، راست به سمت ده اردوخ ( يا آردواخ ) رفتيم كه در مسافت دو ميلى بر دامنهء كوه واقع بود . در اينجا به سيلگاهى كه در ميان تختهسنگها واقع و خشك بود رسيديم و يكى دو ميل جلوتر به دو دره كه به هم مىپيوستند آمديم . ما راه درهء طرف راست را پيش گرفتيم و به جلگه كوهستانى كه آبادى اغراه در انتهاى دامنهء
--> ( 1 ) - بيشتر اين اسامى را در نقشههائى كه بدستم رسيده است نديدهام ، لذا فقط به همان صورتى كه به من دادند ذكر مىكنم . ( 2 ) - هزار مسجد را كه مثل برجهاى دندانهدار و صخرههاى جبال است مسلمانان خوشباور منار مسجد تصور كردند . در ايران كلمهء هزار رقم جور و آسانى است بعضى ديگر گفتهاند كه مسلمين به وجود هزار نبى اعتقاد دارند و براى هركدام مسجدى تصور مىنمايند .